اصطلاحات انگلیسی; کاملترین مجموعه اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی , اصطلاحات انگلیسی به فارسی, صطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی از جمله مشکل ترین بخش های یادگیری زبان است ما در این پست برخی از اصطلاحات زبان انگلیسی را گنجانده ایم.

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی (Idioms)، عباراتی هستند که اغلب حدس معنی آنها با تنها دانستن کلمات آن به صورت جداگانه، دشوار می باشد. به عنوان مثال، حدس زدن معنی lose face آسان نیست اما زمانی که در جمله استفاده می شود، قابل درک تر می شود.

He could lose face if other people see that he got everything wrong.

Lose face: Be less respected or look stupid because of something you have done

اما دقت داشته باشید که حدس زدن معنی همه اصطلاحات خیلی هم دشوار نیست. بسیاری از عباراتی که درک معنی شان سخت هم نیست در دیکشنری به عنوان اصطلاح نوشته شده اند زیرا آنها ترکیبی از کلمات ثابت هستند که باید آنها را به همان شکل یاد بگیریم. مثلا :

We could see lights in the distance.

In the distance: far away, but able to be seen or heard.

اکثر اصطلاحات دارای ساختار ثابتی هستند. مثلا، if a name rings a bell، (معنی : اسمی که برای شما آشناست) دقت داشته باشید که اصطلاح، ring a bell است و نه ring the bell. با این وجود در استفاده از برخی اصطلاحات، استفاده از کلمات جایگزین جایز هستند. به عنوان مثال، it depends و that depends هر دو درست هستند و استفاده می شوند.

گاهی اوقات، واژگان دیگری برای تاکید به همراه اصطلاح استفاده می شوند. به مثال زیر توجه کنید.

It makes a lot of sense to buy now while houses are cheap.

Make sense: be a practical and logical thing to do. (“A lot of” adds emphasis.)

اصطلاحات در محاوره انگلیسی بسیار استفاده می شوند، می توانید در دیکشنری معنی اصطلاحات را بیابید و از مثال های آن استفاده کنید. در دیکشنری معنی اصطلاحات غیررسمی نیز آمده اند.

به طور خلاصه، اصطلاحات انگلیسی عباراتی هستند که درک معنی آنها بدون قرارگیری در متن دشوار هستند. معمولاً دارای ساختار ثابتی هستند و تعداد زیادی از آنها غیر رسمی هستند. اما برای یادگیری زبان انگلیسی  بهتر است آنها را بدانید

لیستی از پرکاربرد ترین اصطلاحات انگلیسی رو برای شما آماده کردیم :

 

 

Idiom

Persian equivalent

to what end

به چه منظور

You must hand it to him.

باید به کارش ایولله گفت.

You make me ill with your speech.

با صحبتهایت حالم را بهم میزنی.

I dare say…

به جرأت میتوانم بگویم…

Mind your eye.

بپایید. ملتفت باشید.

Excuse me back.

ببخشید پشتم به شماست.

upon my word

به شرافتم سوگند

on my own account

بهحساب خودم

He takes after his father.

(قیافهاش) به پدرش رفته.

It is all the same to me.

به حال من فرقی نمیکند….

It does not answer my purpose.

بدرد من نمی خورد.

What is that to you?

بهتو چه؟

Between you and me

بین خودمان باشد.

It is not concern of mine.

بهمن مربوط نیست.

Honesty is best policy.

آدم خوشمعامله شریک مال مردم است.

I’m hanged if I know. / I’ll be hanged if I know.

به هیچ وجه نمیدانم.

I am greatly honored.

باعث افتخار من است.

Pick on someone your own size.

برو با همقد خودت طرف بشو.

I take my hat off to you. /take my hat off to

بابا ایوالله!

Don’t twist the lion’s tail.

با دم شیر بازی نکن.

A widow’s mite.

برگ سبزی است تحفهی درویش.

Let me gather my breath.

بگذارید نفسم جا بیاید.

at the instance of

برحسب تقاضای…

Mind your own business.

سرت به کار خودت باشه. سرت تو لاک خودت باشه.

I am off color.

بیحالم. بیحوصلهام.

Do good to others.

به دیگران نیکی کنید.

Snap into it.

بجنبید. زودباشید.

None of your sauce.

بیادبی و پررویی موقوف.

The devil take him.

بره به جهنم.

Clear out!

برو گم شو!

For all I care.

تا آنجا که به من مربوط می شود.

Go along with you/get lost!

برو پی کارت!

Good show!

بارک الله!

Go to the devil!

برو به جهنم!

He is second to none.

بالادست ندارد.

It looks to me….

بنظر من….

It is up to you.

بسته به میل خودت است./هرطور میلتان است.

It was not for nothing that…

بیخود نبود که…

Here’s to you.

به سلامتی شما. (هنگام نوشیدن)

In a family way

بی رودربایستی

Money doesn’t grow on trees.

پول که علف خرس نیست.

It all depends.

تا چه پیش آید.

To the best of my ability.

تا جایی که در توان من است.

He is neck-deep in trouble.

تا خرخره گرفتار مشکل است.

For the best of my knowledge…

تا آنجا که من میدانم….

He robs his belly to cover his back.

با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته.

Down this life.

تف بر این زندگی.

While there is a while there is a hope.

تا زندگی هست امید هست.

As far as the eye can reach.

تا آنجا که چشم کار میکند.

Strike while the iron is hot.

تا تنور گرم است نان را بچسبان.

Honesty is the best policy.

صداقت بهترین سیاست است.

He is off the rails.

توی باغ نیست.

Waste not, want not.

نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد.

There is no smoke without fire.

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

This is only the beginning.

تازه اولشه.

Spare the rod and spoil the child.

تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر.

Knowledge is power.

توانا بود هر که دانا بود.

Divide and rule.

تفرقه بنداز و حکومت کن.

What is all about?

جریان چیه؟

Control your tongue.

جلوی زبونت رو بگیر.

Buzz off.

بزن به چاک.

Help yourself.

بفرمایید میل کنید. از خودتون پذیرایی کنید.

I am in a rather hole.

بدجوری گیر کردم.

My pride was wounded.

به غیرتم برخورد.

Wish nobody ill.

بد هیچکس را نخواهید.

Cut your coat according to your cloth.

پایت را به اندازهی گلیمت دراز کن.

Money talks.

پول حلال مشکلات است.

Don’t involve me.

پای مرا وسط نکشید.

He is on his last leg.

پایش لب گور است.

I have no choice but…

چارهای جز این ندارم.

What do I care!

بیخیالش!

A fat chance

چه خیال باطلی

What is there in it?

چه نفعی دارد؟

Why were you feeding your eyes in the wedding party?

چرا در مجلس عروسی داشتی چشمچرانی میکردی؟

The mills of God grind slowly.

چوب خدا صدا ندارد.

How much do I owe you?

چقدر به شما بدهکارم؟

What cheek!

چه پررویی!

What is to do?

چه باید کرد؟

Willy nilly / willy-nilly

خواه ناخواه، چه بخواهی چه نخواهی


نظرات

  1. یه دنیا ممنون از شما

  2. عاااااااللللیییی دمتون گرم اونی که دنبالش هستم رو داشت

  3. Excellent, thanks

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *